در این پست قصد دارم در مورد لغت جهانی شدن (terminology of globalization) مباحثی را مطرح کنم. این بحث از آن جا مهم است که در مباحثی مربوط به جهانیشدن مانند؛ «جهانیشدن و توسعه» و «جهانیشدن در کشورهای در حال توسعه» عامل فعال در جهانیشدن مورد سوال است.
جهانیشدن از یک روند حکایت دارد که برای کشورهای در حال توسعه میزان فعالبودنشان در این جریان بسیار مهم است. در اینجا میتوان به اهمیت قدرت در جهانیشدن اشاره کرد. جهانیشدن موجب حذف و یا برجستگی و اشاعهی فرهنگها میشود.
حال؛ کشورهای در حال توسعهای که در این روند قرار گرفتهاند آیا جهانی میشوند یا شبیه به کشورهای قدرتمند میشوند؟
در اینجاست که واژه «جهانیسازی» مطرح میشود. این واژه به عامل فعال در جهانیشدن اشاره دارد. نیل اسمیت در مقالهای به جهانیسازی (globalism) اشاره کردهاست. در این مقاله او به اهمیت اقتصاد در امریکا و جهانیشدن شهروندان آن اشاره میکند.
محقق دیگری که در کتابی به نام Orientalism, Postmodernism and Globalism به جهانیسازی پرداخته است برایان ترنر (Bryan S. Turner) است. او در بخش سوم این کتاب به جریان جهانیشدن در شرق و کشورهای اسلامی پرداخته است.
در پایان این پست ما -که در کشورهای درحال توسعه هستیم- باید در عرصهی نظری و سپس عملی بتوانیم در جریان جهانیشدن عاملی فعال باشیم تا حذف نشویم.
منابع:
http://books.google.com/books?hl=en&lr=&id=6lNCZEQS_34C&oi=fnd&pg=PP12&dq=globalism&ots=KXlJ8bZYGd&sig=0iZgDLuwZ2eoskM-kNDyQMwD0nY
http://nl.indymedia.org/media/2007/09/47004.pdf